مجله اینترنتی کهلیک مجله ای برای تمامی سلیقه ها (سبک زندگی، سرگرمی، سلامتی، آشپزی، گردشگری، علمی، آموزشی و ...)

بخش اول: تاریخ چیست؟

۱۳۹۶/۰۴/۰۴ 1210 بازدید
بخش اول: تاریخ چیست؟
کد مطلب : 489821

مدیریت جهانی به زبان ساده

لئوناردو داونچی می گوید مردم به سه بخش تقسیم می شوند, بخشی می بینند, به بخشی باید نشان داد تا ببینند و بخشی نمی بینند.


بخش اول: تاریخ چیست؟


تاریخ روایت مجموعه رویدادها و حوادثی که در گذشته اتفاق افتاده است می باشد. سؤال ساده اما اساسی و روشنگر اینست که آیا رویداد و حادثه را می توان آفرید؟ جواب به این سؤال مشخص می کند که آیا ممکن است که تاریخ برای ما ساخته شده باشد؟ یا خیر تاریخ صرفا حاصل تلاشها و حوادثی خودانگیخته است که بصورت طبیعی و در لحظه و حین درگیری شکل می یابند و بدون دخالت و تاثیر برنامه ای از پیش تدوین شده. بطوریکه که ملاحظه می کنید این مطلب ساده و بدون پیچیدگی را حتی هر کودک دبستانی قادر به درکش می باشد. اما چرا پاسخ به پرسشی به این سادگی صدها سال است که اذهان فلاسفه, عرفا, دانشمندان و متفکرین را بخود مشغول نگه داشته است؟
این نوشته قصد دارد نشان دهد که تاریخ ساخته شدنی است و معمولا بر مبنای نظمی از پیش تعریف شده ساخته میشود. و درست هم همین است. اجازه دهید برای تسهیل درک مطلب ابتدا نگاهی به "تصویر بزرگ" بیندازیم.

امروز بزرگترین عنصر تعیین کننده در تعریف زندگی بشر مالکیت به مفهوم وسیع کلمه است. مالکیت چه از لحاظ مادی و یا معنوی. بدین معنی که موقعیت ما را میزان دارائی های ما تعیین میکند. از قبیل پول, اتوموبیل, خانه, ملک یا مدرک تحصیلی و دانش و اعتقادات و غیره. کسی که در موقعیت ممتاز نسبت به سایرین قرار میگیرد یا سرمایه بیشتر یا مدرک و دانشی ارجح تر نسبت به دیگران را داراست. دلیل احراز پست مدیر عاملی, فرماندهی کل قوا و یا رهبری یک گروه انقلابی مگر میتواند چیز دیگری باشد؟ مالکیت عامل اصلی ثبات و تداوم جامعه جهانی و همچنین استمرار و دوام ظلم و ستم و بی عدالتی است. شما حتما با واژه یا لقب « صاحبِ نظر» آشنا هستید. و به فردی گفته میشود که صاحب دانشی بیش از دیگران نسبت به یک موضوع خاص است.

اما مالکیت بر دانش نه تنها غلط و غیر موجه بلکه مضر نیز هست. نظری که در مالکیت یک فرد قرار گیرد یقین داشته باشید که بزودی کهنه و گندیده میشود. چون صاحبش اجازه نمی دهد در اختیار دیگران قرار گیرد و از امکانات ذهنی بقیه برخوردار شود و به بالندگی برسد. به همین دلیل است که شوند تغییر نظریه ها همواره با جنگ و جدال و خصومت توام است. مگر دلیل بقای عقاید و باورهای مختلف در افراد احساس مالکیتی نیست که نسبت به آنها دارند؟ مدیریت جهانی برای تداوم سلطه خود بر دنیا از دیرباز این نوع مالکیت را از طرق مختلف همواره تقویت و اشاعه داده است. مدارک و مدارج تحصیلی و انواع و اقسام جوایز علمی و فرهنگی و غیره علت وجودیشان در همین نکته نهفته است.
موارد بسیار زیادی موجود است که مدیریت جهانی طی برنامه ای کاملا حساب شده نظر غلطی را در جامعه (که ماشاالله همه ایرانیان هم بدون رد خور صاحب نظر هستند) غالب میکند و بسهولت مردم را فریب میدهد. یکی از مهمترین آنها مردود شمردن تئوری توطئه میباشد. که پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیزم بشدت رواج پیدا کرد. امروز اگر کسی از وجود طرح یا برنامه ای که بنفع گروه خاصی باشد را مطرح کند بدون آنکه به درستی یا نادرستی آن فکر شود او را دچار توهم و انواع اقسام اختلالات روانی میدانند! و یک مشت حرفهائی را که مدیریت جا انداخته را در این ردیف میشنوید: بابا طرف حالش خیلی خرابه باید بستری بشه. دچار توهم و فوبیا و پارانویا شده! کاملا روانپریش شده باید کمکش کرد!


دنیا صاحب دارد!
جهان مجموعه مایملکهائی در اندازه ها و قد و قواره های مختلف می باشد.
شما صاحب خود, خانواده و منزلتان هستید و تلاش می کنید با نقشه و طرحهائی که در فکر دارید آنها را اعتلا بخشید. آینده شما, خانوده و منزلتان نسبت به سطح دانش, تبحر و توانمندی شما و طبق نیتی که دارید ساخته خواهد شد. اشخاص دیگری حقیقی یا حقوقی می توانند صاحب یا مدعی مالکیت یک کارخانه, چند کارخانه, چندین مجتمع بزرگ صنعتی, ... یک کشور, یک منطقه و یا حتی کل دارائی های موجود بر روی کره زمین باشند.
ما که هنوز نمی دانیم ولی شاید مالکان دیگری نیز در رده های بالا تر وجود داشته باشند که صاحب کره زمین, منظومه شمسی, منطقه ای که تعدادی خورشید در آن است, کهکشان شیری, "گروه محلی" جائی که کهکشان شیری و چند کهکشان نزدیک دیگر را شامل است, مجتمع کهکشانها و ابر مجتمع کهکشانها و الی آخر که منتهی است به کل هستی در ابعاد ابر غول پیکر مکانی و زمانی و در قد و قواره ای که در مخیله تنگ ما نمی گنجد.

نکته ساده ولی پر اهمیت درک عادی بودن نقشه کشی و برنامه ریزی در جوامع انسانی است. اصلا نقشه کشی برای ساختن تاریخ و آینده ضروری است. هر مالک عاقلی اگر طمعکار هم نباشد حداقل برای حفظ مایملک خود طرحی باید داشته باشد. انسان بعلت فطرت ذاتی زیاده خواه و قصدش رسیدن به کمال مطلق در هر چیزی است. مطلق گرائی یا خداخواهی خصیصه ای است که بصورت عادی در همه انسانها نهاده شده و موجود است. طبیعی است که قدرتمندان تلاش کنند, نقشه بکشند, توطئه کنند تا متعلقات خود را افزایش دهند. و تا زمانی که سیسنم جلوگیرنده این حرص و طمع بی حد وحصر بر جهان حاکم نشده است باید انتظار داشت که کسانی برای رسیدن به کمال در قدرت دست به هر عملی بزنند. درجه شقاوت و رذالت برنامه ها را اندازه ملک تعیین میکند. هر انسان معمولی ظرفیت این را دارد که آرزو کند صاحب جهان شود. منظورم فقط کره زمین نیست کل کیهان است. البته در وسعتی که تا کنون "شناسائی" شده است مثلا وسعتی در اندازه 13 یا 14 میلیارد سال نوری! اندازه تعیین کردن برای کیهان که بنا به جوهر وجودیش حد و حصری ندارد چه ضرورتی دارد؟ اما مشخص شدن و ثبت متراژ ملک در سند مالکیت برای مالک اهمیت خاصی دارد. این همان موردی است که به سند مالکیت و اوراق بهادار جزابیتی جادوئی میدهد که واقعا منحصر بفرد است. زیرا بیان عددی و قابل شمارش و اندازه گیری بودن انگیزه زیاده خواهی را در خود نهفته دارد.

نگاه کنید به برنامه های کوتاه و بلند مدت عمرانی و توسعه ای هر شهر یا کشور. اهداف آنها مگر چیزی بغیر از تاریخ سازی است. آیا این موضوع صعب الفهمی است؟ در نتیجه واضح است که تاریخ جامعه بشری بدست قدرتمندان ساخته شده است و این روندیست که ادامه خواهد داشت.
تاریخ 120 ساله اخیر جهان پر از حوادثی است که طبق برنامهِ از قبل مدون شده ای با نیتی خاص آفریده شده اند. مثلا جورج دبلیو بوش به قصد اجرائی کردن طرحی با ادعائی کذب مبنی بر اینکه عراق صاحب سلاح کشتار جمعی است ماجرای جنگ دوم آمریکا با عراق را در سال 2003 آفرید. حمله به عراق حتما یکی از پله های نقشه راهی بوده است که آمریکا در دست اجرا داشت. این عمل را باید در رده رفتارهای کنشی دانست. بر خلاف رفتار دولت عراق که واکنشی بود. به حمله آمریکا. توجه داشته باشید که تاریخ را رفتارهای کنشی نو و مبتکرانه می سازند نه رفتارهای واکنشی فاقد اندیشه کافی که نمی توانند فرا تر از انتظار کنش کننده باشند.

بلافاصله پس از ورود نیروهای آمریکا به بغداد جورج بوش, «پال برمر» یک دیپلمات کمتر شناخته شده (ولی مرتبط با موسساتی که متعلق به راکفلر است) را در راس حکومت عراق گمارد. باید اشاره کرد که پال برمر هیچ تجربه ای در مسائل عراق و منطقه نداشت و با گذراندن یک دوره فشرده آموزشی دو هفته ای قبل از اعزامش او را با جو حاکم بر محل و چارچوب کلی ماموریتش آشنا کردند. پال برمر کسی است که ارتش عراق را منحل و حزب بعث را غیر قانونی کرد. با انحلال ارتش عراق و غیر قانونی کردن حزب بعث او در واقع سامانه ثبات در عراق را کاملا ویران کرد. وی پس از انجام ماموریتش که حدود یکسال طول کشید به آمریکا برگشت و بفراموشی سپرده شد. امروز تعداد اندکی از تحلیلگران روابط بین الملل هنوز نام او را بخاطر دارند. پال برمر!

دقت کنید به این نکته که از میان همه افرادی که در این سالهای طولانی از زمان حمله اول آمریکا تا هنوز در ماجرا و بلوای عراق شرکت داشته اند پال برمر مهمترین نقش تاریخ ساز را در آینده و سرنوشت مردم عراق بازی کرده است. زیرا مدیریت جهانی معمولا برای انجام ماموریت های پر اهمیت و تاریخ ساز افرادی را انتخاب می کند که چهره ای ناشناخته اند و آشنائی بسیار اندکی با محل و محیط انجام وظیفه اشان دارند! این یکی از اصولی است که طراحان طراز اول همواره رعایت می کنند. زیرا نه تنها کمکی است به مخفی ماندن مقاصد و چهره مجریان اصلی بلکه انجام ماموریت را سهل تر می کند. آگاهی کم باعث می شود که مجری در تمام مدت ماموریت کاملا گوش بفرمان تصمیم گیرنده های اصلی باقی بماند. بعلاوه ضامن مطمئنی است که از امکان بروز تصمیمات نسنجیده و انحرافی جلوگیری می کند. ماموریت پال برمر نمونه ای بارز است که می نواند نشانگر نحوه عملکرد و وسعت دانش, حیله گری و توانمندی اجرائی دشمن باشد. حتی خود پال برمر نمی داند که دقیقا چه نقشی در ماجرای عراق بازی کرده است! چه رسد به افراد نا آکاهی که هر گاه سخن از نقشه کشی دشمن به میان می آید با ادا و اطوارهای روشنفکر مآبانه آنرا جلوه "تئوری توطئه" و مردود می دانند. متاسفانه اکثر این اشخاص تحصیلکرده و سواد در هم برهمی هم در مورد موضوع دارند. آنها نمی دانند که دشمن اغفالشان کرده است و بی فکر و کودن وار در مسیری حرکت می کنند که مدیریت حهانی می خواهد. این گروه از به اصطلاح روشنفکران قادر به مشاهده ساختار کلی ماجراها نیستند. یکی از علل تداوم کودنی و کند ذهنی آنها وجود مدارک و مدارج عالی می باشد که در جیبشان دارند!

مگر امکان دارد که آمریکا با سر هم کردن دروغ عریانی به عراق حمله کند و بلافاصله ارتش و مهمترین حزبش را از میان بردارد بدون آنکه توطئه ای خاص مد نظرش باشد؟! حقیقتا افرادی که منکر وجود چنین توطئه آشکاری هستند را می بایستی نماد استعدادهای درخشان و ویژه دانست. البته در ساده لوحی!

در وضعیت بهم ریخته و متزلزل عراق ارتش آمریکا در یک دوره 8 ساله با سهولت موفق شد به مقاصد مورد نظرش دست یابد. حدود 5 سال تمام پادگانها و ساز و برگ و امکانات نظامی عراق در اختیار کامل وهابیون عربستان سعودی و ارتش آمریکا بود. در این مدت با برنامه ای دقیق و فشرده مشغول تولید تروریستهای داعشی بودند. و برای منحرف کردن اذهان عمومی تقریبا روزانه با خلق عملیات تروریستی هر بار چند صد نفر از مردم بیگناه عراق را به قتل میرساندند.

ارتش آمریکا در دسامبر 2011 از عراق "خارج" شد تا ادعا کند غیبت نیروی نظامی آمریکا در عراق باعث شد فرصتی فراهم آید که پدیده داعش متولد شود. غلبه داعش بر موصل دومین شهر عراق با دو میلیون نفر جمعیت بدون شک بوسیله ارتش آمریکا عملی شد. طبق اظهارات سخنگوی ارتش آمریکا در زمان فتح موصل 3000 جنگجوی بسیار کارآزموده آمریکائی در عراق حضور داشتند. البته در کشوری که آمریکائی ها و کارشناسان و مدیران عربستان سعودی بدون رعایت قوانین روادیدی به آنجا رفت و آمد می کنند این رقم میتواند 30000 یا عدد دیگری باشد. کیست که بشمارد؟ پس از مدت کوتاهی نیروهای نظامی آمریکا به عراق برگشتند! مگر از آنجا رفته بودند؟ و برنامه های جنایت بار آنها ادامه دارند ...
نیروئی مرموز و مکار تاریخ ما را رقم میزند و مفهوم زندگی و آینده را برای ما تعریف و تعیین می کند.

ژ. گ.
تهران – خرداد 1396


نویسندگی در مجله اینترنتی کهلیک برای همه آزاد است، کافیست عضو شوید و دانسته هایتان را با سایرین به اشتراک بگذارید :

برای عضویت در مجله اینترنتی کهلیک کنید

دیدگاه ها(0)

دیدگاه خود را ثبت کنید: