صفحه علی بابازاده اصل علی سینا بابازاده

حکایت بهلول و کبوتر

۱۳۹۶/۰۲/۱۴ 2192 بازدید
حکایت بهلول و کبوتر
کد مطلب : 484207

بسم الله الرحمن الرحیم

روزی بهلول به کاخ هارون الرشید رفت و غلامی را در حال خوردن ماست دید و بعد از تمام شدن ماست بهلول از او پرسید چه خوردی ؟ غلام خواست مزاحی کند و گفت : کبوتر ! بهلول گفت : از دستشویی اش که روی ریشت ریخته معلوم است معلوم است .

نویسندگی در مجله اینترنتی کهلیک برای همه آزاد است، کافیست عضو شوید و دانسته هایتان را با سایرین به اشتراک بگذارید :

برای عضویت در مجله اینترنتی کهلیک کنید

دیدگاه ها(0)

دیدگاه خود را ثبت کنید:

علی بابازاده
نویسنده : علی بابازاده