مجله اینترنتی کهلیک مجله ای برای تمامی سلیقه ها (سبک زندگی، سرگرمی، سلامتی، آشپزی، گردشگری، علمی، آموزشی و ...)

نکاتی چند پیرامون دانش

۱۳۹۵/۱۰/۲۴ 1344 بازدید
نکاتی چند پیرامون دانش
کد مطلب : 409696

http://uupload.ir/files/vji_180507.jpg
http://uupload.ir/files/ip2y_180511.jpg
http://uupload.ir/files/gwp2_180515.jpg
http://uupload.ir/files/7ysh_planets2013.svg.png

نکاتی چند پیرامون دانش
دانش
از ابتدای پیدایش انسان اهمیت دانش بر کسی پوشیده نیست. بطور مثال از گذشته های دور تا هنوز دانستن وضعیت اقلیمی در سال نو برای کشاورزان اهمیت بسزائی دارد. اینکه هر یک از محصولات کشاورزی چگونه به عمل خواهند آمد عامل تعیین کننده ای در تصمیم گیریهای کشاورزان قبل از فصل کشتکاری است. اقوامی که دوران باستان در فلات ایران زندگی میکردند بعلت کمی بارش باران و خشکی منطقه پیش بینی وضعیت اقلیمی در آینده نزدیگ برایشان بسیار مهم بود. به همین دلیل آنها اولین کسانی بودند که راه ها و طرقی را پیدا کردند که بتواند وضعیت اقلیمی سال آینده را پیشگوئی کنند.
کشف نظمی که بر پدیده های مختلف طبیعی حاکم است برای انسان که قطعا هزاران سال در طبیعت زندگی کرده است کار پیچیده و غامضی نیست! (احتمالا انسان موجودی زائیده همین طبیعت است) اقوام ساکن در فلات ایران از طریق یافتن علمی ساده موفق شدند که وضعیت اقلیمی سال آینده را درک کرده و بفهمند. بدین سان که همه خانواده ها چند هفته قبل از عید نوروز که آغاز بهار و سال نو میباشد چند نوع دانه را سبز میکردند. مثلا گندم, جو, عدس, نخود, لوبیا و ... و با مشاهده چگونگی رشد سبزه ها میفهمیدند برای بعمل آوردن هر یک از محصولات سال آینده چه تدارکی ضرورت دارد. آنها پس از سال تحویل بدیدن یکدیگر میرفتند و یافته های خود را به تشریک مساعی میگذاشتند و بر سر اینکه چه چیزی را کشت کنند تصمیم میگرفتند. یکی از منظورهای « عید دیدنی» این بود.
در دوران هخامنشیان نمایندگان اقوام مختلف اطلاعات مربوط به سبزه های منطقه خود را بمحض ورود به پایتخت به اداره خاصی که به این منظور ایجاد شده بود تحویل میدادند. در چند روزی که در آنجا اقامت داشتند در جلساتی که بمنظور در میان گذاشتن یافته های نو و تشریک مساعی دائر میشد شرکت میکردند. در ضمن به ادارات مختلفی که مسئول رسیدگی و هماهنگی موضوعات دیگر بود نیز در صورت لزوم سر میزدند.
متخصصان کشاورزی با بررسی و مطالعه اطلاعات دریافت شده میتوانستند وضعیتهای اقلیمی مختلفی را که در سرزمین پهناور امپراتوری پارسیان بودند را دریابند. نمایندگان قبل از مراجعت پیشنهادات و راهنمائی های اداره کشاورزی که با تکیه بر چشم اندازی وسیعتر تهیه شده بودند را دریافت کرده و با خود به خانه میبردند. اداره کشاورزی موظف بود که وضعیت های ویژه را به ادارات مربوطه گزارش دهد. مثلا اگر منطقه ای مواجهه با خشکسالی است و برای تامین مواد غذائی مصرفی خود نیاز به کمک خواهد داشت را به اداره امداد رسانی گزارش میکرد. ...
بدون تردید آگاهی نقش تعیین کننده ای در زندگی انسان داشته و خواهد داشت. علت اصلی رشد و گسترش سریع امپراتوری پارسیان که توانست اندکی کمتر از نیمی از جمعیت بشر در زمانِ خود را در بر گیرد نگرشِ خاصِ رهبری به اهمیت دانش و نحوه بکارگیری آن بود. شفافیت و روشنگری عامل جایگزین ناپذیری در زندگی و پیشرفت جوامع انسانی است. دانش چراغ پر فروغی باید باشد که با نور آن بتوانیم راه را از چاه تشخیص داده و به پیش رویم. در نتیجه دانش میبایستی از هر قید و بندی رها باشد. دانش باید آزادانه در دسترس تمام مردم جهان باشد. زیرا حاصل تلاشی تاریخی و همگانی است. به زنجیر کشیدن دانش بوسیله مالکیت خصوصی جنایتی نابخشودنی است. نگاه افراد مختلف به دانش نشانگر درجه فهم و آزادگی آنهاست.
آیا میتوان واژه ای به تاریکی و عقب ماندگی « صاحب نظر» پیدا کرد. این واژه از تراوشات « منطق ارسطوئی» میباشد و پر از حیله و نیرنگ است. تعیین صاحب برای نظر و دانش باعث جلوگیری از پیشرفت علم میشود. زیرا علم ذاتا همواره در تلاش برای رسیدن به مفهومی بهتر است لذا خود را کهنه کرده و نفی میکند. اما وقتی که صاحب داشته باشد طبیعیست که او مانع از دست دادن دارائی خود بشود.
ارسطو بزرگترین روباه مکار در تاریخ بشریست! انبوه نوشته هائی (حجمی به این عظیمی غیر عادی است) که از او بجا مانده است همه یادداشتهای بریده بریده ایست که منظور اصلی او کاملا دریافت شدنی نیست. با توجه به اینکه او کسی است که اسکندر یا سلوکیان با راهنمائی های مشخص او خصوصیتهای برجسته مردم ایران را از بین بردند. میتوان نتیجه گرفت که نسخه های دقیق نوشته های او موجود است و در اختیار طرفدارانش است. در کتاب « سرالاسرار» آمده است که اسکندر به ارسطو مینویسد: "ایرانیان مردمانی با قابلیتهای ویژه هستند. آنها براحتی مطالب پیچیده را درک میکنند و بخاطر داشتن شهامت و پشتکار زیاد انسانهای توانمندی هستند. حیف که من باید لایق ترین آنها را بکشم و نمی توانم از وجود آنها برای اداره سرزمینی که فتح کرده ام بهره مند شوم." ارسطو به او مینویسد: "دلیل متعالی بودن شخصیت آنها باید در وجود عناصری باشد که در آب و هوای آنجاست. با محبت و امتیاز دهی و تشویق سعی کن آنها را تغییر داده و به خود علاقمند کنی." حتما ارسطو پیشنهاد و رهنمودهای مشخصی به اسکندر و سلوکیان داده است که مردمان قابلی که حیرت اسکندر و یونانیان را برانگیخته بودند را تبدیل به آدمهائی که فروغ فرخزاد آنها را موجوداتی "بدبختِ مفلوکِ بدجنسِ فاسد" میداند. تازه او زنده نماند که شاهد بروز خصلتهای مشعشع دیگرمان که طماعی و حرص بی حد و ترسوئی و چاپلوسی و چند تای دیگر است با خبر شود. وقتیکه حتی جرات پرسش از خود را نداریم آخر زنده ماندن چه افتخاری دارد؟ اصل کار زندگی کردن است که به نوع اتومبیل و اندازه صفحه تلویزیون ربطی ندارد! اما میخواهید باور کنید یا باور نکنید. ایرانیان هنوز همان جوهری که اسکندر مشاهده کرد را دارند. تنها باید تکان شدیدی بخودمان بدهیم تا گرد و غباری را که بیش از 2200 سال بر روی ما انباشته شده است را بتکانیم و خود را از زیر آن نجات داده و بیرون بکشیم.
یکی از اعضای هیئت تحریریه روزنامه ای پر آوازه دلیل درج نکردن یادداشت مهمی که برای اولین بار بن سعود را از سوراخش در آورد و بنمایش گذارد را عجیب و غریب بودن آن اعلام کرد. خوب این تشخیص کاملا درستی است. ولی محقق چه گناهی دارد وقتیکه موضوع عجیب است. و تقصیر او چیست که کس دیگری تا آنزمان در باره این موضوع چیزی ننوشته است؟ ایشان در توضیح قابل انتشار نبودن مطلب اظهار کردند که اگر دو نفر از صاحب نظران و متخصصان آمریکائی قبلا این مطلب را نوشته بودند میشد آنرا منتشر کرد! واقعا این نهایت ازخودبیگانگی است. یعنی ما این شهامت را نباید داشته باشیم که اجازه دهیم خود را برابر دیگران بدانیم! در باره صحت یادداشت "حقایق ناگفته خاندان مرموز بن سعود" همین کافیست که باعث تغییر رفتار شخصیتهای کشوری و لشکری ما شد. هیچکس بیش از آنها به درک و فهمیدن ماهیت واقعی این خاندان پلید اهمیت نمیدهد. مقایسه کنید اظهارات آنان را قبل و بعد از انتشار نوشته مذکور.
در همین راستا باید به اطلاع دوست محترم عضو هیئت تحریریه ... برسانم در یکی از توضیحاتی که در یادداشت "آخر الجنگ" آمده است برای اولین بار و بدرستی و با زبانی قابل فهم برای همه نشان داده میشود که منبع نیروئی که جاذبه یا گرانش نام دارد در خود زمین نیست و در خورشید است:
"سیارات و خورشید فضا را غر نکرده اند و انحنائی در فضا وجود ندارد. آخر کمی دقیقتر به این ادعا فکر کنید. آیا فضا قابلیت خم شدن دارد؟ چیزی که اتفاق افتاده است و باعث به گردش در آمدن زمین بدور خورشید شده است بدین قرار است: زمین و سایر سیارات در مسیر جریان عظیم الکتریسیته و پلاسمائی که از خورشید به اطراف همواره منتشر میشود قرار گرفته است. کره زمین با حضور خود انحنائی متناسب با حجمش در سیل خروشان امواج الکتریسیته و پلاسما بوجود آورده است و درست مانند سنگی که در مقابل جریان آب رودخانه قرار میگیرد ایجاد چرخاب کرده است. در واقع منبع نیروئی را که ما جاذبه میدانیم خورشید است نه زمین. زمین بدور خورشید نمیگردد. این خورشید است که زمین را بدور خود میگرداند."
کمی با دقت به عکس زیر نگاه کنید. قویترین جریان انتشار الکتریسیته و پلاسما همان صفحه ایست که سیارات را در بر دارد. یعنی دایره وسط که در مقطع خط استوا خورشید میباشد و وسعت آن کل منظومه شمسی است. این مطلب بقدری ساده است که برای درک آن احتیاجی به سواد و فیزیکدان بودن نیست. فقط کمی شهامت نیاز دارد. امتحانش مجانیست!

من به خود باور دارم و میدانم که همردیف بالاترین فیزیکدانهای جهان هستم. دلیلی که سازمانهای امنیتی غرب مرا خطرناک تشخیص داده و اسم مرا در « لیست دانشمندان مخالف نظام» آورده اند چه میباشد؟ در صورتیکه در 29 سال گذشته زندگی نیمه مخفی داشته ام و حتی یک مقاله که نام من بر روی آن باشد منتشر نشده است.
بیش از چهل سال است که مشغول کندوکاو و تحقیق بی امان برای یافتن پاسخ صحیح به پرسش « نیروی جاذبه چیست؟» بوده ام. کشفی با چنین عظمت بی سابقه در طول تاریخ را معمولا فیزیکدانان به همین راحتی اعلام نمیکنند. زیرا آنرا مال خود میدانند و انتظار دارند در قبال ارائه آن برنده جایزه افسونگر نوبل و غیره شوند. اما من اینطور فکر نمیکنم. همانطور که قبلا اشاره کردم دانش نباید در اسارت مالکیت قرار گیرد و باید بلاواسطه در اختیار همه مردم جهان باشد.
متاسفانه با شکست امپراتوری پارسیان و غلبه افکار ارسطوئی تمام دانش مهم بشری از بین برده شد. یونانیان پس از کشتار وحشیانه تمام دانشمندان ایرانی و جهان که در آنزمان مقیم ایران بودند همه موسسات علمی و کتابخانه های ما را هم به آتش کشیدند. بعلاوه با نفوذ به کشورهائی که با ایران همکاریهای علمی داشتند تمام یافته های علمی در جهان را به یغما بردند و منابع آنها که شامل دانشمندان هم بود را نابود کردند. مثلا پس از پیدایش امپراتوری چین در سال 246 قبل از میلاد به مدت 40 سال دو امپراتور اول و دوم آنجا که تحت تاثیر سلوکیان بودند تمام دانشمندان آنجا را کشتند و کتابها را سوزاندند. در همان سالهای اول بیش از 400 تن از دانشمندترین افراد را زنده بگور کردند. بالاخره در سال 206 قبل از میلاد « خاندان هان» توانست در جنگ با امپراتور پیروز شود و تا سال 220 بعد از میلاد در آنجا حکومت کند. خاندان هان با ایرانیان روایط دوستانه و نزدیکی داشت و با همکاری تنگاتنگ با اشکانیان یا پارتها (224 ب م - 247 ق م) که ادامه دهنده راه هخامنشیان بودند اولین و تنها سازمان ملل واقعی را بنا نهادند. جاده یا جاده‌های ابریشم نام نا مناسبی است که جغرافی‌شناس و جهانگرد آلمانی «فردیناند پاول ویلهلم، بارون فون ریشتهوفن» (۱۹۰۵ – ۱۸۳۳) در سال ۱۸۷۷ بر گذرگاهی گذاشت که چین, ایران و سایر کشورهای مجاورش در کمال سخاوتمندی با یکدیگر تبادل دانش میکردند.
"جاده ابریشم" زمینه و امکان ایجاد ارتباطات سالم و پر منفعتی بین کلیه اقوام و کشورهای مرتبط با آن را عملی کرد. این اتحادیه بستر مبادلات در زمینه‌های تجارت، فرهنگ، هنر، دین، فلسفه، فن آوری، زبان، علم، معماری, بخصوص مفهوم صحیح قانون خلاصه تمام ارزش‌ها و دستاوردهای جامعه بشری بود. وحدت مللی که از سال ۱۱۴ قبل از میلاد راه اندازی شد و تا سال ۱۴۵۳ که امپراتور عثمانی آنرا تعطیل کرد نقش انکار ناپذیری در تعالی و بالندگی جامعه جهانی ایفا کرد. دوران فترت و عقب ماندگی کشورهای آسیا و پیش افتادن اروپا از آنزمان شروع شد. خاندان هان و اشکانیان تقریبا همزمان از میان برداشته شدند و عجیب تر آنکه نزدیک به 500 سال حکمرانی کردند اطلاعات بسیار ناچیزی از آنها موجودست.
شواهد متعددی که خود نوشته های ارسطو را نیز شامل میشوند حاکی از آنند که مردم در دوران باستان قبل از ارسطو و مسلما قبل از بطلمیوس از گرد بودن زمین و گردش آن بدور خورشید اطلاع داشتند.
حدود 300 سال قبل از ارسطو, تالس ( 624 – 546 قبل از میلاد) میتوانست خسوف و کسوف را پیش بینی کند. کج بودن محور زمین را اراتوستن (194 – 276 قبل از میلاد) نشان داد. او همچنین اندازه محیط زمین را محاسبه کرد. متاسفانه تقریبا تمام اطلاعات راجع به دوران باستان در کتابخانه ها و مراکزی واقع بود که به آتش کشیده شدند. قبل از زمان ارسطو سنت کتابخانه آتش زدن نبود. بعلاوه گنگ و ناروشن نوشتن هم وجود نداشت.
در مورد ناروشنی و گنگی بد نیست به « هومر» اشاره شود. زمان تولد هومر موضوعی است که مورد توافق همه نیست و از 800 سال قبل از میلاد تا 2000 سال قبل از میلاد عنوان شده است. دو کتاب شعر « ادیسه» و « ایلیاد» که به هومر نسبت داده شده است با زبانی گنگ که میتوانند تعابیر مختلفی را شامل باشند راجع به تاریخ و افسانه های یونان باستان است. نظر به تفاوتهائی که در میان این اشعار میباشد بنظر نمی آید که سراینده آنها یکنفر باشد. برخی از دانشمندان هومر را شخصیتی ساختگی میدانند. ریشه لغوی « هوم» بمعنی یک چیز بینابینی است. مثلا « هوموس» ماده ترِ خشکی است در خاک کشاورزی که نه تر است و نه خشک. یا « هیومید» که بمعنی شرجی بودن هواست که نه خیس است نه خشک. یا « هیومر» بمعنی شوخی! ارسطو علاقه زیادی به این سبک دست انداختن ها دارد بعید نیست که خالق هومر ارسطو باشد.
در خاتمه این یادداشت چند عکس که در شبهای مختلفی در حوالی منطقه سعادت آباد تهران گرفته شده به پیوست است. از مسئولین نیروهای امنیتی و انتظامی میخواهم که در مورد اجسام نورانی که در آسمان شب بطرف کوهای سعادت آباد تا فرحزاد در تردد هستند توضیح دهند (بنظر میآید آنها از نیروی الکترومغناطیسی برای حرکت خود استفاده کنند). بخصوص علت وجود نورافکن هائی که در جاهای مختلف این ناحیه برای سد کردن دید عابرین کار گذاشته شده است را بیان کنند. مثلا در بزرگراه یادگار امام جنوب خروجی « کوی فراز» و بلوار شهرداری جنوب میدان بوعلی (این نورافکن فقط در زمانی که اجسام پرنده از آنجا میگذرند روشن است) چند عدد از این عکسها از فاصله کمتر از 500 متری شمال میدان بوعلی گرفته شده است. بعلاوه چندین نورافکن دیگر در پشت ساختمان اصلی "شرکت سهامی برق منطقه ای تهران". و ...
روزگار عجیبی است. شاید خیلی ها ندانند که در چند سال اخیر ده ها و شاید صدها میلیارد پرنده مرده اند. که تقریبا تمام آنهائی را شامل است که مهاجرت فصلی میکردند.
شما مسئولین محترم بخاطر داشته باشید که هیچ مقامی نباید این اجازه را بخود بدهد که اطلاعات مهم را از مردم مخفی نگهدارد.
اکر این عکسها را بزرگ کنید خیلی چیزهای دیگر را خواهید دید. در ضمن هر کسی میتواند شب به این منطقه برود و با دوربین تلفن موبایلش از اجسام پرنده مذکور عکسبرداری کند.

ژ. گ.
تهران – دیماه 1395

نویسندگی در مجله اینترنتی کهلیک برای همه آزاد است، کافیست عضو شوید و دانسته هایتان را با سایرین به اشتراک بگذارید :

برای عضویت در مجله اینترنتی کهلیک کنید

دیدگاه ها(0)

دیدگاه خود را ثبت کنید: